ابراهیم رها/سرکوچه
سرانجام من و روزنامه اعتماد به هیچ سرانجامی نرسیدیم! من تمام اصول
«حق نشاید گفت جز زیر لحاف» را رعایت کردم اما... بگذریم. مطلبی که در
ادامه می آید، آخرین تلاش در این زمینه بود که باز هم بی فرجام ماند.
«نامه ای به امام رضـا (ع)»
سلام امام هشتم!
راستش اول می خواستم به جای نامه نوشتن، دعا کنم. بعد دیدم مشکل
پیدا می کند! دعاها را اخیرا باید با مسئولین ذی ربط هماهنگ کرد اما چون
مکان یا مرجع خاصی از طریق رسانه های عمومی اعلام نشده بود، به نتیجه
نرسیدیم. بعد گفتم خوب ایرادی ندارد، اول به محضرت دعا می کنم بعد زنگ می
زنم 110 بیایند مرا بگیرند. یا اصلا دعایم که تمام شد می روم کلانتری محل،
خودم را معرفی می کنم! تازه جو مرا گرفته بود می خواستم مسئولیت یکی دو
دعا را به عهده بگیرم... اما بعد گفتم چه کاریست. به جای دعا، نامه می
نویسم خدمت شما و نوشتم و شد این:
سلام آقا جان. حال ما خوب است. هیچ مشکلی نیست. به هیچ مسئله ای هم
اعتراض نداریم! فقط یک مقدار آنفلانزا مردم را نگران کرده بود که آن هم
چندان همه گیر نشد و دیگر همه در عیش و خوشی به سرمی برند. البته این
«همه» که می گویم شامل ما روزنامه نگارها نمی شود. شامل دانشجوها نمی شود.
شامل مردمی که این روزها بیشتر از خط فارسی به خط فقر چیز می نویسند نمی
شود. شامل ... شامل عبدالله مومنی یا احمد زیدآبادی یا محبوبه حقیقی و ...
نمی شود. آقا جان حال ما خوب است. هیچ مشکل یا اعتراضی نداریم! اصلا نمی
خواهیم بیاییم مزاحمت بشویم. سرمان را بچسبانیم به پولاد پنجره ات و
بگوییم چرا تمام ماشین های خطی تهران، رفت و برگشت کار می کنند اما خطی
های اوین فقط رفت دارند؟! البته خدا خیرشان بدهد کرایه نمی گیرند!
آقا جان حال ما خوب است. با طرح جر خوردگی اقتصادی (هدفمند کردن
یارانه های سابق!) حال ما خوب است. با بسته شدن روزنامه ها حال ما خوب
است. با ممنوع الخروج شدن آدم های جورواجور حال ما خوب است. با بازداشت
شدن وسط دعای کمیل حال ما خو است. با چندین ماه بلاتکلیفی در زندان حال ما
خوب است. آقا جان حال ما را بگیر!
آقا جان جسارتا نمی دانم شما این روزنامه های طرفدار احمدی نژاد
(رئیس دولت بعد از نهم) را می خوانی یا نه. اگر می خوانی به ما بگو اینها
اخبار مربوط به کدام کشور را دارند چاپ می کنند، ما را هم ببرند آنجا
قربانت بشوم!
یا امام رضا (ع)، یا ضامن آهو، فکر کن ما هم آهویت. اصلا ما گاوت!
به قول آن فیلم مهرجویی «به داد گاوت برس. می خوان گاوتو بندازن تو چاه.
می خوان گاوتو بکشن. به داد گاوت برس»
آقا جان، تا این یکی جرم نشده بیاییم وضو بگیریم دو رکعت نماز حاجت
بخوانیم و بگوییم نه اینکه دست ما را بگیر، که همیشه گرفته ای، دست ما را
ول نکن.
ای امام ریب و تنها، تو بهتر از همه می دانی تنهایی چقدر سخت
است.عده ای معلوم الحال که هی زرپ زرپ ماهیت آمریکایی شان را آشکار می
کنند هم معتقدند 120 روز در انفرادی بودن شاید یک کمی احتمالا احیانا سخت
باشد! می دانم که فراموششان نمی کنی. می دانم که فراموشمان نمی کنی.
راستی آقا جان روده درازی کردم یادم رفت بگویم تولدت مبارک! می
خواستیم کیک بخریم بیاییم خدمتت. به دوستان سپردیم اما آنها کیک خریدند
رفتند پشت در اوین! تقصیر خودشان نیست این دیگر عادت شده!
آقا جان حال ما خوب است. در مملکتی که تو هستی حتی اگر حال ما خوب
نباشد بالاخره روزی خواهد آمد که خوب شود! آقا جان، امام رضا (ع) جان، ای
عزیز فاطمه (س)، حول حالنا الی احسن الحال.
قربانت: ابراهیم رها 88/8/8
|